ابن هشام الحميري ( مترجم : سيد هاشم رسولى محلاتى )
81
السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي )
( 1 ) گيريم و بمضيقهء سختى دچار شويم ! كعب با غرور و خودپسندى گفت : من اين وضع را پيش بينى ميكردم و گاهگاهى نيز به تو گوشزد مينمودم . ابو نائله گفت : اينك پيش تو آمدهام تا چيزى نزدت گرو بگذاريم و تو در مقابل مقدارى خوار و بار بما بدهى ! كعب ( با كمال بىشرمى ) گفت : آيا زنان خود را پيش من گرو ميگذاريد ؟ ابو نائله گفت : چگونه مىشود زنان را نزد تو گرو گذارد با اينكه تو خوشبو ترين جوانان يثرب هستى ! گفت : پس فرزندانتان را گرو بگذاريد ! ابو نائله در پاسخش گفت : تو ميخواهى ما را براى هميشه رسوا كنى ، من رفقاى ديگرى هم دارم كه با آنها گفتگو كردهام تا اسلحههاى خود را بنزد تو بياوريم و آنها را گرو بگذاريم . كعب پذيرفت و ابو نائله براى آوردن اسلحه خود و رفقايش از نزد او بيرون رفت ، و اينكه ابو نائله نام اسلحه را بميان آورد و پيشنهاد گرو گذاردن آنها را كرد براى آن بود كه هنگامى كه با اسلحه پيش او ميآيند ترسى از آنها در دل كعب نيفتد . و بالجمله ابو نائله بنزد رفقاى خود آمده جريان را به آنها اطلاع داد و چون شب شد همگى اسلحه خود را برداشته بنزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله رفتند ، آن حضرت ايشان را تا قبرستان بقيع بدرقه كرد سپس بدانها فرمود : برويد بنام خدا ، آنگاه دست بدعا برداشته گفت : بار خدايا اينان را مدد فرما . سپس رسول خدا صلى اللّه عليه و آله از آنجا بخانهء خويش بازگشت و آن پنج نفر نيز بدنبال مأموريت خود به راه افتادند . و هم چنان تا بدر خانه كعب بن اشرف رفتند . ابو نائله پيش رفته و در خانهء او را بكوفت ، كعب بن اشرف كه اتفاقا تازه عروسى كرده بود از ميان رختخواب برخاست ، همسرش دامن او را گرفته گفت :